درهمه حال به یاد خدا باشید تا ... - زمزمی از نور
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
یکشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1388

درهمه حال به یاد خدا باشید تا ...

داستان درباره ناخدایی است که در دوران بازنشستگی خود ، کشتی کوچکی را که حامل گردشگران روزانه به جزیره شتلاند بود ، هدایت می کرد .
در یکی از سفرها ، اکثریت مسافران کشتی جوان بودند . وقتی آنها ناخدا را  قبل از حرکت کشتی در حال دعاکردن دیدند ، به او خندیدند ، چون روز آفتابی و هوای خوبی بود و دریا نیز آرام بود
در حالیکه مدت زیادی از حضور آنها در کشتی نگذشته بود ، ناگهان طوفان شدیدی وزیدن گرفت و کشتی بطور وحشتناکی شروع به تکان خوردن کرد.
مسافران وحشت زده ، به سوی ناخدا آمدند و از او خواستند که در مراسم دعای آنها شرکت کند. اما او جواب داد : 
من دعایم را وقتی  که دریا آرام بود کردم . حال که ناآرام و خشن شده است ، من در کشتی ام هستم ( منظور اعتماد و اعتقاد به خداست)درسی که باید از این داستان بگیریم اینست که:  اگر ما  در لحظه های آرام و خوشی هایمان در طلب خدا نباشیم ، به احتمال زیاد در مواقع ضرورت وزیر فشار دشواریها و سختیها نیز اورا نخواهیم یافت . و بطور یقین در وحشت و اضطراب خواهیم بود 
اما اگر یادبگیریم که در لحظه های آرام و خوشی نیز با اعتقاد تمام به یادش باشیم مطمئنا به هنگام دشواری و سختی حضور او را (خدا) در کنار خویش احساس خواهیم کرد . 
لینک مطلب : http://hajmahdi.blogfa.com/