یاد پرواز میکنیم - زمزمی از نور
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1389

یاد پرواز میکنیم

می گویند پرواز ... اما پرستوها کجایند؟!

می گویند پرواز ... آسمان ... اما گیریم حال و هوای پرواز باشد ،بال پرواز کو؟

پرهایمان در والفجر 8 زیر گازهای نامردی ریختند

و بالهایمان در هجوم خمپاره ها چیده شد و اینگونه بی بال و پر نشسته ایم

 و یادپرواز میکنیم .

از غزل گفتند ... از شور ...از شعر،اما شور حال غزل کو؟،نفس کو؟نفس

هایمان در تنگه چزابه در پس تپه های ((میش داغ)) جامانده است . 

نفس هایمان بوی خاک گرفته است دیگر نمی شود از افلاک سرود .



آن روزها که تمام شور و حال خلاصه می شد در (کربلا... ما داریم می آییم

 ...) دیگر گذشته است ،

دیگر بهانه ای برای سرودن نیست ، بهانه ها همه بهای بهشت شدند و

 رفتند و هر کدام فصلی از یک غزل شدند

و امان از این بیقراری ها ...، یاد بیقراری های قرارگاه بخیر...، نصر، قدس ،

 کربلا، صدای فیش فیش بیسیم هاکه حکایت از یک عرصه تنگ را می کرد ،

حکایت از یک کهکشان ستاره که به آسمان می رفت و امروز خبری از آنان

 نیست ،

چقدر ساکت گوشه ای کز کرده اند ... امروز بیقراری ها هم تغییر کرده است . 

از گل گفتند ... از شقایق ... ازیک دشت ، اما گیریم گلی باشد باغبانها

 جایشان خالیست ،

دستها مهربان دیگرنیست ، دشتها هم خالی شد و رفت ، از شقایق فقط

 یک نام باقی مانده است و از گل فقط یک لبخند