شلمچه در قاب دوربین - زمزمی از نور
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1389

شلمچه در قاب دوربین


http://img.tebyan.net/big/1389/11/1419513341486211154255201991134281166119.jpg


http://img.tebyan.net/big/1389/11/1291776961351642392171464724421047229222123.jpg


ادامه مطلب را ببینید


http://img.tebyan.net/big/1389/11/1051401149171118879461991721558477113214.jpg


http://img.tebyan.net/big/1389/11/379201119322501546823189171240126105171235.jpg



http://img.tebyan.net/big/1389/11/204842302521197232351101881165215819960153.jpg


http://img.tebyan.net/big/1389/11/173702002501052201678113607516602231028.jpg




http://img.tebyan.net/big/1389/11/2289922864163172962078176178103114621532.jpg


http://img.tebyan.net/big/1389/11/92418982247924360144181603320166112238.jpg


http://img.tebyan.net/big/1389/11/1156155162196233021397127250185361021463.jpg

http://img.tebyan.net/big/1389/11/4425017864105203512151016350103128150218107.jpg




شلمچه خلاصه عشق است و قطعه ای از بهشت ، شلمچه ، آینه ایست که تمام جبهه با خاکهای سرخش در آن می درخشد. و دریچه آسمانی است که از آن بوی رشادت و عطر دلنواز شهادت می وزد.

شلمچه تندیس زیبای عشق است که در میدان ایثار قد کشیده است . شلمچه شهر شهود و شهادت است . شلمچه مثنوی بلند ایثار است و فرودگاه عشق و عروج گاه دل . صحرای خشکی که دریای مواج خون و اشک های عاشقانه در تربت پاکش دارد با قلب خونینی که هنوز زیبا و دلنواز می تپد و خون غیرت و مردانگی را در رگهای این دیار می دواند و حدیث بلند حیات با عزت را زمزمه می کند. زمین خاکی شلمچه ، زیباتر از آبی آسمان است چرا که شلمچه قتلگاه مرغان عاشقی است که برای وصال بی قرار بودند و از کوچه پس کوچه های منیت و مادیت رهیده و به شهر دلگشای معنویت و شهادت دل بستند

آری ! شلمچه شاهنامه بلند شهادت است ، دیوان عاشقی است ، شعرهای سرخ ، با واژه های خون ، به وزن عشق و قافیه هایی از جنس قلب پاره پاره عاشقی و در قالب غزل عشق و مثنوی بلند شهادت، دیوانی که شکسته دلان عارف با قلم استخوان و مرکب خون و با خط شکسته عروج نوشتند و این صفحه طلایی تاریخ ایران اسلامی را با خون دل تهذیب شده شان تذهیب کردند. آری! شلمچه کتاب است ، خواندنی ترین کتاب حماسه . شلمچه آسمان است سرشار از ستاره های سرخ . شلمچه بهار است لبریز از گل های محمدی ،شلمچه دریاست ، مواج از موجهای عاشقی .

سلام ای سرزمین شلمچه

سلام بر تو ای قرار بی قراران ، ای جائیکه نه چندان دور نردبان معراج و ترقی بودی .

سلام بر تو ای نقطه تلاقی عرش با فرش .

سلام بر آن نیمه شب هایت ،

سلام بر آن فضای عارفانه و عاشقانه ای که شب زنده دارانت با ترنم زیبا و ملکوتی الهی العفو ، می آفریدند.

سلام بر نماز شب هایی که در سنگرهای آسمانی تو آغاز میشد و در بهشت خاتمه می یافت.

و باز سلام بر تو ای شلمچه ، ای جبهه عاشقان ، ای تمامیت عرشیان ،

شلمچه تو مانند موج خاموش و درهم شکسته می مانی .

به ساغری که که خالی از شهد لقاء و بند نام شهادت شده است .

به دریایی که در بستر خویش آرام خفته است .

شلمچه جزر و مَدّت کجا رفت ؟

هر گاه بسیجی ها در تو نیستند موج شرارهایت در درون تو فرو رفته است

شلمچه جا دارد امروز چفیه ام را بر سر بکشم و اشک حسرت از چشمان ملتهبم جاری کنم و فریاد بکشم...

من جا مانده ام...

 

بخش فرهنگ پایداری تبیان
2468