داستان کفش‌جفت‌کردن میرزا جواد ملکی - زمزمی از نور
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دوشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1390

داستان کفش‌جفت‌کردن میرزا جواد ملکی

http://img.tebyan.net/Big/1389/07/1638288341250352456718225048014310.jpg

داستان کفش‌جفت‌کردن میرزا جواد ملکی، دوربین ملائکه و فحاشی‌های اخلاقی


مرحوم آخوند فاضل اردکانی خیلی با دست بوسیدن مخالف بود، سیدی آمد و به ایشان گفت: شخصی سفارش کرده که از جانب او دستتان را ببوسم، ایشان هم به او و هم به واسطه بد گفت و سخت ناراحت شد. بعدکه غضبش فرو  نشست، گفت: «خدایا، اولاد پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را ناراحت کردم، دلش را آزردم...» بعد دستش را دراز کرد و گفت: «فلان فلان شده، بیا ببوس! فلان‌فلان شده، دست کسی را که معصیت نکرده (معصوم علیه السلام) را باید بوسید.»

اگر فحاشی‌های ایشان - که به جا واقع می‌شد و بالاتر از موعظه بود ـ گردآوری می‌شد، یک کتاب کرامت و اخلاق بود.

*

آقای بروجردی ـ قدس سره ـ به کسبه و تجار می‌فرمود: در مورد تجارت، استخاره نکنید؛ زیرا اگر زیان دیدید، خیال می‌کنید، استخاره شما را ورشکست کرده است! این گونه افراد نمی‌دانند اگر استخاره نمی‌کردند و اقدام می ‌ردند، چه می‌شد و به چه هلاکت (مالی و جانی) بدتر از آن چه پیش آمده، مبتلا می‌شدند.

*

مرحوم میرزا جواد آقا ملکی و عالم دیگر اهل تبریز در محضر مرحوم ماقانی ـ صاحب کتاب تنقیح المقال - بودند، آقا میرزا جواد - رحمت الله - می‌گوید: نفْسم به من گفت: اگر آن عالم یکی گفت، تو هم باید یکی بگویی! ولی من با خودم گفتم: باید کفش او را جفت کنی! نفْسم ناراحت شد که چطور؟! گفتم: کفش خادمش را هم باید جفت کنی!

*

کتاب «مجمع البحرین» مانند کتاب نهایه نوشته ابن اثیر، و الفائق نوشته زخمشری، در مقام بیان معنوی روایت ـ هرچند با قرائن ـ است. مولف محترم کتاب «کفائةالاثر فی‌النصوص علی الائمه الاثنی عشر» خوب روایات را جمع کرده است.

این از مصائب شیعه است که بزرگان ما سرمایه‌های علمی را با چه زحماتی تهیه نموده و در اختیار ما گذاشته‌اند، ولی ما عرضه و همت آن را نداریم که از آنها نگهداری کنیم و چاپ و تکثیر نماییم تا از خطر نابودی مصون بماند و از مواهب آنها بی بهره و محروم نباشیم.

*

ملائکه صدای ما را ضبط می‌کنند، هم از گفتار ما، هم از اصل و نیت گفتار که به داعی الهی صادرشده است یا نفسانی و شیطانی، عکس برداری می‌کنند. و هم از عمل ما عکس برداری می‌کنند و هم از نیت عمل ما که مثلا نگاه ما به دید امانت است یا خیانت. در قیامت هم به واسطه همین افعال و اقوال و احوال، صحنه عمل را به ما نشان می‌دهند و از حقیقت عمل و نیت عمل و تصمیم و عزم و جزم و تخیلات و اراده ما، که منشاء خیرات یا شرور است، پرده بر می‌دارند. آنچه از ما می‌پسندند، معرفت الله و خداشناسی است که موضوع آن اشرف موضوعات است، و از راه معرفت نفس نیز حاصل می‌شود.

*

در تعبدیات از ما کوه کندن نخواسته‌اند، سخت‌ترینش نماز شب خواندن است که در حقیقت تغییر وقت خواب است نه اصل بی‌خوابی، بلکه نیم ساعت زودتر بخواب تا نیم ساعت زودتر بیدار شوی. آیا می‌ترسی اگر بیدار شدی دیگر خوابت نبرد و بمیری؟! اگر خواب بمانی، در خواب هم ممکن است بمیری!