عطر انتظار - زمزمی از نور
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1390

عطر انتظار

 

 

 

گرچه خسته ام ،

گرچه دلشکسته ام ،

باز هم گشوده ام ، دری به روی انتظار

تا بگویمت ، هنوز هم

با آن صدای آشنا امید بسته ام.

 

 

ای تو صاحب زمان !

ای تو صاحب زمین !

دل، جدا زیاد تو

آشیانه ای خراب و بی صفاست.

یاد سبز و روح بخش تو

یاد لطف بی نهایت خداست

گرچه باغ سینه ام ،

ای گل محمدی، به عطر نامت آشناست

آنکه در پی تو نیست ، کیست؟

آنکه بی بهانه تو زنده است ، در کجاست؟

 

 

ای کرامت وجود !

باد غربتی کع می وزد به کوچه های بی تو ،

بوی مرگ می دهد ،

بوی خستگی – فسردگی .

کوچه ها در انتظار یک نسیم روح بخش ،

یک پیام آشنا و دلنواز ،

سینه را گشوده اند.

کوچه های ما همیشه عاشق تو بوده اند.

 

 

ای کبوتر دلم، هوایی محبتت !

سینه ام ،

آشنای نعمت غم است

گر هزار کوه غم رسد، هنوز هم کم است.

از درون سینه ام

ناله های مرغ خسته ای به گوش می رسد.

بالهای زخمی ام ، نیازمند مرهم است.

 

 

صبحگاه جمعه ها ،

آفتاب یاد تو  ز «ندبه» های ما طلوع می کند.

آنکه شب پس از دعا ،

با سرود اشتیاق و نغمه امید،

با دلی سفید خواب رفته است ؛

روز را به شوق دیدنت شروع می کند.

ای تو معنی امید و آرزو !

ای برای انتظار عاشقانه ، آبرو !

عشق های پاک ،

در میان خنده ها و گریه های عاشقان ،

پیش عصمت الهی ات، خضوع می کند.

 

 

ای بهانه ای برای زیستن !

اشتیاق ،

همچو سبزه بهار هر طرف دمیده است.

جمکران ،

جلوه ای از انتظار و شوق ماست.

ای بهار جاودان !

ای بهار آفرین !

ما در انتظار مقدم توییم ،

ای امید آخرین !

 

 

ای عزیز دل، پناه شیعیان !

ای فروغ جاودان !

سایه بلند نام و یاد تو ،

از سر و سرای عاشقان بیقرار، گم مباد !

قامت بلند شوق،

جز بر استان پر شکوه انتظار ، خم مباد !

 

 

جواد محدثی

 

 

 

allah.gif