تصویر منتشر نشده ای از راهپیمایی 22 بهمن
معلوم شد اینهمه جمعیت از کجا آورده شده بودند!!
دیدگاههای مقام معظم رهبری
امام خمینی همیشه به مردم اعتماد داشتند .
- احیای خودباوری و استقلال از یک سو
و احیای روح دینی و تقویت ایمان در مردم
از سوی دیگر دو مسئله مهمی بودند که امام (ره) نهایت اهتمام را نسبت
به آنها داشت .
امام به معنای واقعی کلمه مردی خردمند، دانا، عاقل و عمیق بود و گوهر
درخشان این دانایی و خردمندی او در همه میدانها بروز کرد;
حرف نو و سخن تازه به میان آورد و به تکرار سخن گذشتگان اکتفا نکرد .
اگر ما اسلام را به معنای شناخته شده نزد امام (ره) به مرحله عمل درآوریم
در همه جا جواب خواهد داد .
راه امام راه خدا و پیامبر اسلام است و نجات، سربلندی و عزت مردم کشور
ایران در ادامه همین راه است و به فضل پروردگار و با وجود تلاشهای دشمن
و اظهارات کوته بینان، این راه را با کمال قدرت ادامه خواهیم داد .
سرتاسر شهرباتو عطرآگین بود
لبخند تمام کوچه ها غمگین بود
آن روز که بردوش تورا می بردیم
تابوت سبک ولی غمت سنگین بود
هادی فردوسی
هیچ زبانی قدرت بیان هیچ واژه ای را به عنوان قدردانی یا هر عنوان دیگری با این مضمون را ندارد
اما چاره چه میتواند باشد که زبان ما الکن است از بیان
امیدوارم خانواده های مکّرم و معظم شهدا به بزرگواری خودشون همه ی مارو ببخشند
هیچ راهی بلد نبودم برای اینکه بتونم یه جوری ارادتم و عنوان کنم
خصوصا کسانی که میشناسمشون وواقعا داریم میبینیم که بعد از شهدا این بزرگواری وتواضع
و فروتنی اون سفرکرده ها حتی به خانواده های با عظمتشون هم سرایت کرده
چه حکمتیه ؟؟؟؟؟؟؟فقط خدا میدونه
با ارادت خالصانه تقدیم به برادر بزرگوار (وبلاگ شهادت)
بیابه خانه ی آلاله ها سری بزنیم
زداغ با دل خود حرف دیگری بزنیم
به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم
سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم
به یاد منطق قربانیان کوی منا
به نای غفلت خود نیش خنجری بزنیم
شبی به حلقه ی درگاه دوست دل ببندیم
اگرچه وانکند دست کم دری بزنیم
تمام حجم قفس را شناختیم ،بس است
بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم
به اشک خویش بشوییم آسمانها را
زخون بروی زمین رنگ دیگری بزنیم
اگرچه نیت خوبی است «زیستن» اما
خوشا که دست به تصمیم بهتری بزنیم
قیصر امین پور
با مسعود و یکی از بچه ها که رانندگیش خیلی عالی بود رفتیم قرارگاه ، دیدیم چه بلبشوئیه ! بهمون چند تا صندوق موشک و دو قبضه موشک انداز دادن و گفتن برین اطراف کرمانشاه ( پل ماهی ) منافقین حمله کردن تا اونجا اومدن ، بازم بهت زده بودیم ، بابا منافقین کجا اینجا کجا؟!
این قصه ها باشه برای یه شب خاطره و اینکه ماتا صبح با اون دیوانه ها (منافقین ) تو برهوت اطراف کرمانشاه چه کردیم .
صبح زود تو نقشه بودیم که چه کنیم؟! دیدم یه هلی کوپتر اومد اطراف ارتفاعات مشرف به ایلام ازش سردار شمخانی ( فرمانده نیروی زمینی سپاه ) ، حاج حسین الله کرم ( فرمانده اط - ع سپاه )و سردار شهید صیاد شیرازی پیاده شدن .
زود خودمونو به اونا رسوندیم و قدری از اوضاع محور و محل قرارگرفتن منافقین و مواضع اونا گفتیم ، جبهه ما با اونا خیلی متشنج بود ما حمله می کردیم اونا فرار می کردن ( با عده بسیار کم ) اونا جمع میشدن حمله میکردن ما ها در می رفتیم ، اوضاع ثبات نداشت ولی خوبیش این بود که روی جاده با مامیجنگیدن و ما فقط هوای اطراف جاده رو داشتیم که قیچی نشیم ، ولی ما ها دورشون میزدیم نصفی رو تارو مار می کردیم بقیه هم در می رفتن ، خلاصه عدم ثبات کاملا معلوم و در واقع یه جنگ چریکی تمام عیار بود نه جنگ منظم که بشه از خمپاره و توپخانه و اینجور تجهیزات استفاده کرد ، یه جور جنگ خیابانی !
تواین موقع حساس ، ابتکار مرحوم شهید صیاد شیرازی که دلاورانه در اون جنگ حماسه آفرید و خوش درخشید میشه گفت از همه مشخص تر و بارز تر بود ، صیاد با خودش یه بیسیم مخصوص آورده بود و از وسط معرکه به جنگنده های نیروی هوائی دستور میدادکه کدوم مواضع رو الان بزنن ، چون خط مدام دست به دست میشد و ممکن بود جنگنده ها و هلی کوپترامون خودمونو بزنن ، این رشادت صیاد که چگونه دلیرانه از وسط نبرد ، جنگ زمین و آسمان رو هدایت می کرد فکر می کنم در تمام عالم بی نظیر بوده استوما ها از اینکه فرماندهان دلیری این چنینی داشتیم احساس افتخار می کردیم و می کنیم .
او برای ما شیر در زنجیر و حیدر رزمندگان است که خاطره نبردش در تاریخ ما ماندگار است...
اما گاهی به این حرف حاج سعید قاسمی فکر می کنم که به این مضمون می گفت : " احمد جان برنگرد ... می خواهی بیایی و در این شهر که همه ما را آلوده خود کرده چه کنی؟"
قدیانی، یکی از طنزنویسان کشور در وبلاگ خود مطلبی را تحت عنوان "قدرت ساندیس " منتشر کرد
و در آن نوشت: "نظام ما با ساندیس همه حیثیت ابرقدرتهای دنیا را به بازی گرفته.
ما تا ساندیس داریم بمب هستهای میخواهیم چه کار؟ حالا دیدی چرا ما انرژی هستهای را برای مصارف صلحآمیز میخواهیم ؟!
هر وقت نی ساندیس نظام ما را حریف شدید، آن زمان حرفی نیست، ما هم میرویم سراغ نیزه ".
این وبلاگ نویس در ادامه مطلب خود، با اشاره به سخنان مداخله جویانه رئیس جمهور آمریکا نوشت
من نیام را درون ساندیس فرو نکردم. فرو کردم در چشم رئیسجمهور آمریکا و انتقام حرمله را گرفتم. ساندیس من آب سیب بود، دادم به رباب تا طفل 6 ماههاش را سیراب کند
تا ساندیس داریم، نیازی به بمب اتم نداریم
منتظرالقائم، یکی دیگر از وبلاگنویسان نیز در وبلاگ خود، عکسی از دوران دفاع مقدس را منتشر کرد.
در این عکس دو نفر از رزمندگان کشورمان در پشت خاکریز مشغول نوشیدن ساندیس هستند.
این وبلاگ نویس در توضیح این عکس نوشت"
افتخار ما این است که پدر در پدر ساندیس خوریم
نسیم که بودی
علفزار شدم
عجولانه نامت را بوییدم
پاییز که خواست به شاخه ات بپیچد
بهار شدم
کنارت ماندم
حالا که برای همیشه سفر شدی
رفتی
شعر می شوم
تمام راز تورا
با کلمات
با کتاب ها
قسمت می کنم ...