می خواهم دیوانه باشم!
نه فرشته که پروانه باشم!
دست همه آتش ها را بگیرم!
انسانی باشم نه متناهی،
بی خاطره و بی ابتدا!
بی سکون و بی انتها!
از تمام انسان ها آغاز شوم
و به تمام انسان ها پایان
یابم!
آسمانی باشم نه زمینی...
زمینی باشم نه آسمانی...
دریایی باشم نه طوفانی،
آرام!
هم سطح آبی ها
صدای ناله شهدا هنوز هم به گوش می رسد و شاید بیشتر از گذشته
اما جواب ما. حاجی دنیا حالش بیشتر!!!!
هنوز هم صدای ناله های شبانه از کناره میدان صبحگاه به گوش میرسد
اما گوشهای ما چرا کر و چشمانمان چرا کور شده اند؟؟!!
بلبلهای خمینی شما چه ناله می کنید کسی برای لبیک گفتن آماده
شیرین کاری جدید حامی سبزهای اموی؛ شیرین عبادی از "خدا" هم انتقاد کرد! در ادامه تورهای تبلیغاتی شیرین عبادی علیه نظام اسلامی، این بار وی در کنفرانس "کنگره جهانی مبارزه با اعدام" حضور یافت و همراه با دشمنان دین اسلام، مواضع خصمانه آنها را تکرار نمود. به گزارش جهان، شیرین عبادی در مصاحبه با رادیو ضد ایرانی فردا در این زمینه گفت: مسلماً این گونه کنگرهها [کنگره ژنو] تاثیر مثبتی دارد هم در ایران و هم در سایر کشورهایی که مجازات اعدام را دارند. زیرا کشورها متوجه میشوند که این گونه مجازاتها مورد قبول جهان آزاد نیست و با مخالفت مردم مواجه میشوند و به تدریج متوجه میشوند که میبایستی سیستم کیفری خودشان را عوض کنند!
این در حالی است که خداوند متعال (خالق خانم عبادی) در قرآن کریم به ضرورت قصاص برای جلوگیری از خونریزی و فساد تاکید فرموده است.
سوره بقره آیه 179:
ای خرمندان در پیاده کردن حکم قصاص زندگی پدیدار است. (تا شاید از خونریزی ناحق بپرهیزید) اگر تقوا پیشه کنید.
کارشناسان علوم دینی نسبت به تکیه انسانها به عقل محدود بشری جهت تجزیه و تحلیل مسائل مختلف هشدار داده و بر تلازم عقل و دین در سعادت بشری تاکید کرده اند. (کل ما حکم به عقل، حکم به شرع و کلما حکم به شرع حکم به عقل)
به بال کدام فرشته
سنجاق کرده ای؟
باید هزار و سیصد و چند پاییز
بهار شود ؟
تا آمدنت را به جشن بنشینم
کجایی تو ؟؟!
کجایی ؟!
اگر چه انتظار چیز تازه ای نیست
به انتظارت نشسته ام
در خیالی به وسعت رویا
داستان درباره ناخدایی است که در دوران بازنشستگی خود ، کشتی کوچکی را که حامل گردشگران روزانه به جزیره شتلاند بود ، هدایت می کرد .
در یکی از سفرها ، اکثریت مسافران کشتی جوان بودند . وقتی آنها ناخدا را قبل از حرکت کشتی در حال دعاکردن دیدند ، به او خندیدند ، چون روز آفتابی و هوای خوبی بود و دریا نیز آرام بود
در حالیکه مدت زیادی از حضور آنها در کشتی نگذشته بود ، ناگهان طوفان شدیدی وزیدن گرفت و کشتی بطور وحشتناکی شروع به تکان خوردن کرد.
مسافران وحشت زده ، به سوی ناخدا آمدند و از او خواستند که در مراسم دعای آنها شرکت کند. اما او جواب داد : من دعایم را وقتی که دریا آرام بود کردم . حال که ناآرام و خشن شده است ، من در کشتی ام هستم ( منظور اعتماد و اعتقاد به خداست)درسی که باید از این داستان بگیریم اینست که: اگر ما در لحظه های آرام و خوشی هایمان در طلب خدا نباشیم ، به احتمال زیاد در مواقع ضرورت وزیر فشار دشواریها و سختیها نیز اورا نخواهیم یافت . و بطور یقین در وحشت و اضطراب خواهیم بود
اما اگر یادبگیریم که در لحظه های آرام و خوشی نیز با اعتقاد تمام به یادش باشیم مطمئنا به هنگام دشواری و سختی حضور او را (خدا) در کنار خویش احساس خواهیم کرد .
لینک مطلب : http://hajmahdi.blogfa.com/
کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم، اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم... کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود... کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از
نگاهش می توان خواند... کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن
نداشتیم... کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود... کاش قلبها در چهره بود... اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی
فهمد... و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم... سکوت پُر، بهتر از فریادِ تو خالیست... سکوتی را که یک نفر بفهمد، بهتر از هزار فریادی است که هیچکس
نفهمد... سکوتی که سرشار از ناگفته هاست ·
·