خطر میدان مین نفس....!!!!!
واقعا چه زیبا گفته شهید چیت سازان......
براستی قبول دارین میدان مین نفس از میدان مین زمان جنگ
خطرناکتره...!!!!؟؟؟
می گویند پرواز ... آسمان ... اما گیریم حال و هوای پرواز باشد ،بال پرواز کو؟
و بالهایمان در هجوم خمپاره ها چیده شد و اینگونه بی بال و پر نشسته ایم
از غزل گفتند ... از شور ...از شعر،اما شور حال غزل کو؟،نفس کو؟نفس
نفس هایمان بوی خاک گرفته است دیگر نمی شود از افلاک سرود .
دیگر بهانه ای برای سرودن نیست ، بهانه ها همه بهای بهشت شدند و
و امان از این بیقراری ها ...، یاد بیقراری های قرارگاه بخیر...، نصر، قدس ،
حکایت از یک کهکشان ستاره که به آسمان می رفت و امروز خبری از آنان
چقدر ساکت گوشه ای کز کرده اند ... امروز بیقراری ها هم تغییر کرده است .
از گل گفتند ... از شقایق ... ازیک دشت ، اما گیریم گلی باشد باغبانها
دستها مهربان دیگرنیست ، دشتها هم خالی شد و رفت ، از شقایق فقط
عرش به برکت میلاد جهان افروز امام حسن عسکری (ع) بزم شادی گستراند. تولد او موعودی را بشارتدهنده است که ظهورش، سپیده دمی است به سوی روشنایی و مرهمی بر تمامی رنجها و مقصد تمام رفتنها و رسیدنها.
مدینه روز جمعه هشتم ماه ربیع الثانی حال و هوای دیگری داشت، همه منتظر درخشیدن نوری بودند تا گلهای زندگی را در فضای آن سامان، شادابی بخشند.
آسمان دیده بر زمین گشوده بود و مدینه، شب انتظارش را به دست صبح امید میسپرد که ناگاه در صبحدمی حیات بخش آفرینش، تولدی دوباره کرد و یازدهمین روشنگرش را به هستی بخشید.
نوری برخاست تاامید بخش مظلومان و مستضعفان گیتی شود، میلادی که بر عظمت روز جمعه افزود و بر این عید طراوتی خاص بخشید، او دومین امامی بود که نام حسن (ع) را به خود میگرفت و هم نام سبط اکبر رسول خدا (ص) یعنی حسن ابن فاطمه (ع) شد.
باید ولادت با سعادت آن حضرت را نه به عنوان حادثه بلکه نقطه عطفی در تاریخ تشیع دانست و اذعان داشت که این میلاد درآیندهای نه چندان دور تاریخ بشریت را دگرگون میکند، چرا که او میباید فرزندی به دست غیب بسپارد تا روزی دادگستر جهان هستی شود.
در آن ایام که امام هادی (ع) را از مدینه به سامرا بردند تا تحت نظر حکمت عباسیان قرار گیرد، امام حسن عسگری (ع) را نیز به دستور متوکل عباسی بهسامرا انتقال دادند و بخش عمده عمر امام (ع) در پایتخت عباسیان در سکوت مرگبار حکومت آنان گذشت.
ابومحمد حسن ابن علی، امام یازدهم، پدر بزرگوارش امام هادی (ع) و مادرش بانویی صالحه به نام سوسن یا حدیثه یا سلیل بود.
تولد آن حضرت با اختلاف روایات در ماه ربیع الاول یا ربیعالاخر سال ۲۳۱ یا ۲۳۲ قمری و بنا به اکثر روایات، در مدینه اتفاق افتاده است.
امام حسن عسکری (ع) در ماه رمضان و به نقلی ربیع الثانی سال ۲۳۲ قمری در مدینه منوره متولد شد.
اسم شریف آن حضرت، "حسن" و کنیهاش ابومحمد و القابش به صامت، رفیق، زکی، هادی و عسکری معروف بودند.
چون آن حضرت و پدر بزرگوارش امام هادی (ع) در سامرا درمحلهعسکر سکونت داشتند، آن حضرت را عسکری مینامیدند، عسکر یعنی لشکر و سپاه نظامی، امام هادی (ع) و امام حسن (ع) به "عسکریین" مشهور بودند.
امام عسکری همراه پدرش امام هادی ناراحتیهای بسیاری را تحمل کرد و بیشتر دوران زندگی خود را در پایتخت عباسیان یعنی "سامرا" سپری کرد.
مدت کوتاه حیات امام (ع) به سه دوره تقسیم میشود: تا چهار سال و چند ماهگی امام (و به قولی تا ۱۳ سالگی) از عمر شریفش در مدینه سپری شده، تا ۲۲ سالگی به اتفاق پدر بزرگوارش در سامرا میزیسته است و تا ۲۹ سالگی یعنی شش سال و اندی پس از رحلت امام دهم (ع) در سامرا ولایت بر امور و پیشوایی بر ستون را برعهده داشته است.
آنچه مهم است، توجه امام در فرصتهای مناسب به آینده درخشان و تابناک اسلام و امت اسلامی بود که توانستند در سالهای رسالت خویش ویژگیهای دولت حضرت مهدی (عج) را یادآور شوند و در این راه گامهای موثری چون پاسخ به مسائل علمی، رد شبهات، توجه به اصحاب، برحذر کردن آنان در همکاری با خلفا، تقویت و تحکیم مبانی امامت به صورت یک عقیده اسلامی، آماده کردن مردم برای غیبت امام مهدی (عج) و دعوت مردم به امامی که غایب خواهد بود، بردارند.
امام حسن (ع) در حالیکه ۲۲ سال سن داشت امامت را پس از پدرش بر عهده گرفت. امام هادی (ع) بارها بر امامت امام حسن (ع) پس از خودش تصریح فرموده بود، لذا پس ازشهادت امام هادی (ع)
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبراللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید
باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید
عید شما مبارک
آمدن بهار همیشه حس تازه شدن رو به همراه میاره .
زیباترین تبریک رو در میمون ترین روز بهار به شما تقدیم می کنم.
آرزوی من سلامت ، سعادت ، سرور، سروری ، سربلندی ،سبزی،
سرزندگی شما و در یکایک روزهای سال 1389 می باشد .
آقا جان
سالی دگر گذشت و نیامدی
آقا جان
خیال آمدنت مرا به آمدنت دلگرم می کند
ولی خسته ام و خیالها
دلتنگ آمدنت هستم
متی ترانا و نراک
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
پایانانتظارنزدیکست...
سال نو مبارک
بنویس شهید و بعد برو سر خط...
همانجا که نخل هایش بدون سر نماز میگذارندو بید های مجنونش به سمت
شرجی
افق در احتزازند....
گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم
انوقت می بینی که همان دم سبکبال در آسمان آغوشم پروازت می دهم وتو
در کنار منی از هجر تو در تاب وتبم
روز من با تو به شب امد وشب با تو به روز
در فراق رخ ماهت گذرد،روز وشبم