زمزمی از نور

شهادت قسمت ما می شد ،ای کاش

زمزمی از نور

شهادت قسمت ما می شد ،ای کاش

چه شده قافیه ها باز به جوش آمده اند ؟


محسن پر ... دردسر - بین گذر - چند نفر - یک مادر 

شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه شهر پدرت می گذری !!! 

امنیت نیست ! ازین کوچه سریعتر بگذر ؟!

دیشب از داغ شما فال گرفتم - آمد : 

" دوش می آمد و رخساره .... " نگویم بهتر !

چه شده قافیه ها باز به جوش آمده اند ؟ 

پشت در - فضه خبر - مادر و در - محسن پر ...

همه تلاشش را کرده بود تا یک تار مویش را نامحرم نبیند . همه تلاشش را کرده بود تا یک تار مو از سر علی(ع) کم نشود . همه تلاشش را کرده بود اما تارهای چادرش زیر پایش گیر کرد و زمین خورد . همه تلاشش را کرده بود اما همه جا را تار می دید . بی بی فاطمه زهرا(س) را نه از کینه علی(ع) بلکه از کینه پدرش رسول خدا(ص) کشتند . جوری به وجه الله سیلی زدند که آه از قبه الخضرا بلند شد . جوری با غلاف حریر بدن انسیه الحورا را سیاه کردند که پایه های قبر رسول الله(ص) لرزید . جوری با لگد پهلویش را شکستند که پیغمبر(ص) در قاب قوسین به صورت زد . جوری با خنجر از پشتدر وقتی شعله موهایش را می سوزاند و میخ در به سینه اش فرو رفته بود و پرپر می زد و .... که نبی اسلام (ص) به رعشه افتاده بود . روح پیامبرخدا (ص) را آنقدر آزردند که خدا فاطمه زهرا (س) را که مظهر جود و سخا و آرامش و عنایت و امانت نبوت در دست ولایت بود از مردم نانجیب و بی وفای مدینه گرفت.

بی بی ما یا بهتر مادر ما هرچه کرد برای این بود که ولایت برجا ماند . جان نثاری در راه حق را از زهرای مرضیه (س) باید آموخت .


می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم


http://sarafrazan.persiangig.com/image/matlab2/zahra-fakeh2- sarafrazan.jpg


من می روم امّا اگر زنده برنگشتم، به یاد محسن فاطمه گریه کن و اگر سلاح دشمن قلبم را پاره پاره کرد، به یاد حسنش گریه کن و اگر تیر بر تارک سرم خورد و آن را دو نیم کرد، به یاد شوی فاطمه گریه کن و اگر بدنم را پاره و لهیده یافتی، به یاد حسینش گریه کن ولی اگر جسمم را دیگر هرگز نیافتی، به یاد فاطمه گریه کن که من نیز به یاد او بارها گریه کردم و همیشه گریه خواهم کرد؛ چون از او مظلوم تر سراغ ندارم.

اینک من می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم.

 

بخشی از وصیت نامه شهید منصور کاظمی


رشته : مهندسی مکانیک- دانشکده فنی دانشگاه تهران


تاریخ شهادت : 65/12/13

                                      
                                       محل شهادت : شلمچه 



برای شادی روح همه شهدای اسلام صلوات

سبب چیست که خداوند را می‌خوانیم و اجابت نمی‌آید؟؟؟


نقل است که ابراهیم ادهم را پرسیدند: سبب چیست که خداوند را می‌خوانیم


و اجابت نمی‌آید؟


گفت: از بهر آنکه خدای را می‌دانید و طاعتش نمی‌دارید. 


و رسول(ص) را می‌دانید و طاعتش نمی‌دارید و متابعت سنت وی نمی‌کنید.


و قرآن را می‌خوانید و بدان عمل نمی‌کنید.


و نعمت خدای می‌خورید و شکر نمی‌کنید.


و می‌دانید که بهشت آراسته است برای مطیعان و طلب نمی‌کنید.


و می‌شناسید که دوزخ ساخته است با غلال آتشین برای عاصیان و از آن


نمی‌گریزید.


و می‌دانید که مرگ هست و ساز مرگ نمی‌سازید

.
و نزدیکان و فرزندان در خاک می‌کنید و از آن عبرت نمی‌گیرید.


و می‌دانید که شیطان دشمن است با او عداوت نمی‌کنید بلکه با او می‌سازید.


و از عیب خود دست نمی‌دارید و به عیب دیگران مشغول می‌شوید. 


کسی که چنین بُوَد دعای او چگونه مستجاب باشد؟

أین الفاطمیون؟؟

« هر که مهر فاطمه(س) در دل ندارد، دین ندارد

دین و ایمان، غیر حبّ فاطمه(س) امکان ندارد »



سهل انگاری نسبت به نماز


حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند :


از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله درباره مردان و زنانی که در نمازشان سستی و سهل 


انگاری مکنند پرسیدم. آن حضرت در جواب فرمودند :


کسی که نسبت به نماز سستی وسهل انگاری کند خداوند او را به پانزده بلا و گرفتری مبتلا می 


گرداند:


برکت را از عمر و رزق و روزیش می گیرد. سیمای صالحین را از چهره اش محو میکند.هر کاری که 


بکند بدون پاداش خواهد بود. دعایش مستجاب نخواهد شد. برای وی بهره ای از دعای صالحین 


نخواهد بود. خوار وذلیل میمیرد.


گرسنه و تشنه جان خواهد داد ، به طوری که اگر از همه نهر های دنیا به او آب داده شود تشنگی 


او برطرف نخواهد شد.


خداوند فرشته ای را بر می گزیند تا آسایش او را در قبر سلب نمایدو قبرش را تنگ گرداند. قبرش 


تاریک خواهد بود.


خداوند فرشته ای را بر می گزیند تا او را با صورت روی زمین بکشد در حالی که خلایق او را بنگرند.


به سختی مورد محاسبه قرار میگیرد. خداوند متعال به او با نظر رحمت نگاه نکند و او را پاکیزه 


نگرداند و برای او عذابی درد ناک قرار دهد.


منبع :مستدرک الوسایل ج ۳ ص 24

خوشا به سعادتت....


خوشا به سعادتت...

فقط بگم این روزها دیگه شهید جان فراموش شدی...!!!

خونت خوب فرش زیر قدمهامون شده.....

کدامین مادر سیاهپوشت شد....

کدامین مادر از درون سوخت اما .......


!!!!!!!!

بی قرام مهدیا از بهر دیدار رخت


20091118101728146_imam_zaman8.jpg

 

کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم


گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم


مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را


تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم


هر سحر با یاد تو در گریه ام می خوانمت


تا به کی از سوز دل ناله ز هجرانت کنم


بی قرارم مهدیا از بهر دیدار رخت


تا به کی از مادرت زهرا(س) تمنایت کنم؟!


بر قامت دلربای مهدی(عج) صلوات...

 


آیا هنوزآمدنت را بها کم است ؟



اینجا، برای از تو نوشتن هوا کم اسـت! 

 دنیا برای از تو نوشتن، مرا کم است 

اکسیر من، نه اینکه مرا شعر تازه نیست 

من ازتو می‌نویسم واین کیمیا کم اسـت!

سرشارم از خیال، ولی این کفاف نیست! 

 در شعر من حقیقت یک ماجرا کم اسـت!

تا این غزل، شبیه غزل‏های من شود

 چیزی شبیه عطر حضور شما کم است!

گاهی تو را، کنار خود احساس می‌کنم

 اما چقدر دل‌خوشی خواب‌ها کم است!

خون هرآن غزل که نگفتم به پای توست! 
آیا هنوز آمدنـت را بهــا کم است؟!

ولادت عمه سادات. شیر بانوی کربلا- زینب کبری مبارک


30 فروردین 89 - 18:21
 ولادت زینب کبری سلام الله علیها

پر رفت و آمدترین خانه «محله بنی‌هاشم» را آوای شادی و سرور در آغوش گرفته بود، موج شعف و لبخند همراه با انتظار، فضای خانه و محله را پر کرده بود. همه برای ولادت سومین نوه عزیز پیامبر لحظه‌شماری می‌کردند، و دل خوش می‌داشتند که «مولود فاطمه» را در آغوش بفشارند و گل بوسه‌های محبت را بر گونه‌های عطر آگینش نثار گردانند. 
پس از یک سکوت تقریباً کوتاه، موج شادی در فضا اوج گرفت، و همه با خبر شدند که از دامن زهرا علیهاالسلام، دختر بزرگواری چهره به ‌جهان گشوده است.
... 
آری، در پنجم جمادی‌الاولی سال پنجم هجرت، دختر فاطمه علیهاالسلام متولد شد. مادر، سومین فرزند خود را به دنیا آورد، و پدر نیز خود را به زینت «زینب» آراست. 
رسم خانواده‌ علی(ع) و زهرا(ع) این بود که نام‌گذاری نوزاد خود را به ‌بزرگِ خانواده واگذار می‌کردند، امّا وقتی این نوزاد زهرا چشم به‌جهان گشود، بزرگ خانواده یعنی پیغمبر(ص) در مسافرت بود، و آنان چند روزی صبر کردند تا پیامبر از مسافرت آمد، و همین که مژده ولادت دختر فاطمه(ع) را شنید، در اولین فرصت به خانه فاطمه(ع) رفت، و نوزاد را طلب نمود و او را در آغوش خود فشرد و بوسه‌ها به گونه‌اش افکند. و نام کودک را زینب نهاد. 
....
کلمه‌ «زینب» از دو بخش «زین» یعنی زینت و «اَب» یعنی پدر ترکیب یافته است، و زینب یعنی زینت پدر. او را ام کلثوم کبرى، و صدیقه صغرى مى‏نامیدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود. او زنى عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوى، تربیت علوى، و لطف خداوندى از او فردى با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طورى که او را «عقیله بنى هاشم‏» مى‏گفتند. با پسرعموى خود«عبدالله بن جعفر» ازدواج کرد و ثمره این ازدواج فرزندانى بود که دو تن از آن‏ها (محمد و عون) در کربلا، در رکاب ابا عبدالله الحسین علیه السلام شربت ‏شهادت نوشیدند.
... 
ایشان در مدت پنج‏ سال دوران سخت‏ حکومت على‏ علیه السلام، همواره یار و تسکین بخش غم‏هاى پدر بود،در دوران عمر با برکت ‏خویش، مشکلات و رنج‏هاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و... را تحمل کرد. این سختى‏ها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود./

ولادت با سعادت حضرت زینب کبری (س) و روز پرستار

                                برهمگان مبارک باد 

القاب زیادی برای آن حضرت ذکر شده که برخی از آنها عبارتند از :              

1- عقیله بنی هاشم : یعنی زنی بسیار خردمند از بنی هاشم.              

2- محدثه : به خاطر آنکه راوی احادیثی از پیامبر (ص)بودند و نیز مورد الهام و موهبتxxx.bmp الهی .

3- عقیله جلیله : یعنی خردمندی با شکوه و جلال .

4- بطله کربلا : یعنی بانوی قهرمان کربلا .

5- نائبه الحسین : یعنی جانشین و ادامه دهنده راه حسین (ع).

6- شریکه الشهداء: شریک و هم پیمان با شهدا .

7- ولیده الفصاحه : فرزند بلاغت و فصاحت .

8- رضیعه الولایه : پرورش یافته در دامان ولایت .

9- سلیله الزهرا : چکیده و عصاره وجود زهرا (س).

و حدودا" 50 نام و لقب دیگر .....


 

امان از فراموشی لاله ها

بیاد امام و شهدا

از دلاوریهای کوروش برایم میگویی

از فتوحات و کشورگشایی هایش

از ایران پهناور قدیم

از قدرت و هیبتش

از قوانین و احکامش 

درست میگویی و من میدانم

ولی تو آنقدر شیفته این مسائل شده ای که خیلی چیزها را فراموش کرده ای

برای خودت نشان سرزمین پارس خریده ای و برگردنت آویخته ای

این نشان را میبینم که دوست داری و به آن افتخار میکنی

ولی 

آیا میدانی!؟


نشانی وجود دارد که بسیار از آن برتر است

آیا معنای این جمله را درک میکنی؟



میدانی مرادن بی ادعا که بودند؟

میدانی چگونه میشود برای محبوب و معشوق از بهترینها هم براحتی گذشت؟

اصلاچه کسی می‌داند که جنگ چیست؟

کیست که بداند جنگ یعنی ستم، یعنی آتش، یعنی خونین شدن خرمشهر، یعنی

 سرخ شدن جامه‌ای و سیاه شدن جامه‌ای دیگر، 

یعنی گریز به هرجا، هرجا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟

اصلا شما که ادعای حل مسائل پیچیده را داریدو خود را نخبه میخوانید

جواب دهیدو برایم این مسئله را حل کنید