|
فضیل بن عیاض در ابتدای زندگی خود یکی از راهزنان مشهور در نواحی سرخس و ابیورد بود مدتی از عمر خود را به این کار گذرانیده و در سرقت شهرتی یافت . کم کم در قلبش عشق و محبت دختری پیدا شد، شبی خیال داشت خود را به آن دختر برساند. از دیواریکه فاصله بین او و معشوقه اش بود بالا می رفت در این هنگام صدای شخصی را شنید که آیه ای از قرآن را تلاوت می کرد: (الم یاءن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله) آیا آن هنگام نرسیده است
معلم پای تخته داد میزد، صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان ولی آخر کلاسیها لواشک بین خود تقسیم میکردند، و آن یکی در گوشهی دیگر جوانان را ورق میزد. دلم می سوخت به حال او که بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان ٬ تساویهای جبری را نشان می داد معلم با خطی خوانا به روی تختهای کز ظلمتی تاریک غمگین بود، تساوی را چنین بنوشت: یک با یک برابر است. از میان جمع شاگردان یکی برخاست، «همیشه یک نفر باید به پا خیزد»، به آرامی سخن سر داد : «تساوی اشتباهی فاحش و محض است.» نگاه بچهها ناگاه به یک سو خیره گشت و معلم مات بر جا ماند و او پرسید: اگر یک فرد انسان واحد یک بود، آیا باز یک با یک برابر بود؟! سکوت مدهشی بود و سوالی سخت. معلم فریاد زد: آری برابر بود! و او با پوزخندی گفت: اگر یک فرد انسان واحد یک بود، آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود، اگر یک فرد انسان واحد یک بود، آنکه صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود و آن سیه چرده که می نالید پایین بود؟! اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو میشد. حال میپرسم: یک اگر با یک برابر بود، نان و مال مفتخواران از کجا آماده میگردید؟ یا چه کس دیوار چینها را بنا میکرد؟ یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم میشد؟ یا که زیر ضربه شلاق له می گشت؟ معلم ناله آسا گفت: بچه ها٬ در جزوههای خویش بنویسید: که یک با یک برابر نیست.
حقیقت این است که هرچه بگوییم خسته شده ایم و بریده ایم. اسلام دست از سر ما بر نمی دارد. ماباید بمانیم و کاری را که می خواهیم. انجام بدهیم. همیشه باید مشغول یک کلمه باشیم.و آن (( عشق)) است. اگر عاشقانه با کار پیش بیایی به طور قطع بریدن و عمل زدگی و خستگی برایت مفهومی پیدا نمی کند... شهیدمحمد ابراهیم همت
رهبر انقلاب در جمع راهیان نور 12 فروردین 1389 حجم : 6،439 مگابایت / فرمت wmv کلیپ تصویری مستقیم / download
پنجه از مو بدرآورده به آن شانه زدم
دو سوال نیروی مافوق و لایزالی قرار گرفته و خودآگاه یا ناخودآگاه ما را به پرستش و عبودیت معبودی جاویدان و ازلی وا می دارد . لذا تمامی کافران و مشرکان نادان ، خود نیز این حقیقت انکارناپذیر را دانسته و نسبت به آن کاملاً واقف شده اند اما باز منکر آن میشوند و علت اصلی آن نیز تکبر و غرور حاکم بر عقل و خودبزرگ بینی مفرط آنهاست . اما بازهم اصل نیست . اصل شناخت ، معرفت . ادراک ما از خداوند مستغنی الوصف است . شاید دین ما را در این راه یاری کند اما موانعی نیزدر مسیر ما قرار می دهد که همان باید ها و نباید هاست . دین درجای خود نیز آدم را اسیر و در بند می نماید و برای رهایی از این محدودیت ها نیز تنها راه ، رجوع به عقل و تطبیق دستورات و مقررات دینی با شرایط زمانی و مکانی جامعه است 2468.
خدا کیست و چیست ؟
خداوند حس و ادراکی است در قلب ، جان و روح همگی انسانها که از بدو تولد تا بحال دراعماق ذهن و نفس ما
***************************
دین چیست ؟
دین تنها یک وسیله و یک ابزار است جهت رسیدن به مطلوب دنیا و آخرت ، آنطور که خداوند مقرر نموده است .
مثل همه کودکان در آغوش گرم مادرش بزرگ شد و مثل همه نوجوان ها، در همین کوچه ها و خیابان ها فوتبال بازی می کرد و مثل همه جوان ها عاشق شد. ناگهان کسی، دلش را ربود و اسمش را گذاشت شهید. مثل همه ما بود اما مثل همه ما نشد.
تبیان
2468