زن مسلمان - زمزمی از نور
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
پنج‌شنبه 24 دی‌ماه سال 1388

زن مسلمان

خواهرم !...

تو که عطر خون شهیدان را همراه داری ودستان پر مهر ونوازشگرت ،آیه ی عطوفت ولوح عصمت است

آیا می دانی که یادگار هزاران شهید خفته به خونی ؟....

 

اینک تو ،صبح صادق نسلی هستی که از دل ظلمت ظلم چهره ی درخشان وپیروز خودرا برآورده است ونوید

«فجر فلاح » را میدهد.

تو نماینده ی نسلی هستی که از معرکه های خون وشرف سرفراز بیرون آمده وبالنده وبزرگوار ،به «شهادت »

درمشهد حماسه ایستاده است .

 

خواهرم !....

من تورا خوب دیده ام وخوب می شناسم .

آن روز که در جمعه ی سرخ (17شهریور ) کفن پوشیدی ودرمیدان شهدا،به شهادت آمدی و«ژاله »را لاله باران کردی ،

آن روز که آزادی زندانیان سیاسی را که به بند رژیم طاغوت ،گرفتار بودند ،می خواستی ،

آن روز که آمدن «امام»را فریاد می کردی .

 

آن روز که شعار «استقلال »،«آزادی »،«جمهوری اسلامی » را سر هر کوی وبرزن ،در هر گذر ومعبر ،ازمیادین شهر وخیابانهای مبهوت وگیج وسرسام گرفته ،فریاد می کردی ،

بر سر قساوت تاریخ معاصرت فرو می کوبیدی .

 

آن روز که در راهپیماییهای پر شکوه تاسوعا وعاشورا ،درکنار برادرانت حضور زن مسلمان را در صحنه ی سیاست ومبارزه به ثبت می رساندی .

آنروز که به استقبال امام رفتی وفرودگاه تا «بهشت زهرا »رااز حضور خود پر کردی ....

 

آن روز که برای حماسه آفرینان یوم الله «22بهمن » کیسه هارا پر از شن می کردی تابرادران تو سنگر بسازند

صابون وشیشه وبنزین ....فراهم می کردی تابچه های محله ات با «کوکتل مولوتف »به نبرد دشمن وشکار تانک بروند .

آن روز که به نظام جمهوری اسلامی ،« آری » گفتی ....

آن روز که درمیلاد حضرت فاطمه (س) به بزرگداشت «روززن » پرداختی

آن روز که برای جهاد سازندگی ،راهی روستاها ومزارع شدی ،

آن روز که برای تدارک پشت جبهه ،لباس دوختی وآذوقه بسته بندی کردی ،پول فرستادی ....

آن روز که به قامت فرزند ت ،کفن پوشاندی ،به صحنه فرستادی ،آری من تورا می شناسم .

 

خواهرم .....تو ،زن مسلمان آگاه متعهدی هستی که همیشه ،همه جا حاضر بودی ،

صحنه های حضور تو رانمی توان شمرد ،تو نهال در خون نشسته وسرو به شهادت ایستاده ی این امتی .

 

دامان تو ،لاله های خونین کفن فراوانی رویانده است که درکربلاهای متعدد ومکّرر میهنمان به یاری حسین زمان ،حضرت امام شتافتند واین کاروان سرخ وخونین تاابد پیش خواهد رفت وآغوش تو ،ای خواهر ....

و ای مادر ،

کودکانی را می پرورد که فردا هریک ،حماسه آفرین دوران خواهند شد ،

مظهری از عشق پاک ومقدس به امام وانقلاب واسلام وحقیقت و مهدی وخدای مهدی .....

 

خواهرم !...

تو پاک همچو نسیمی

تو موج تند زمانی

تو نبض سرخ زمینی

تواز سلاله ی خونی

تو باز مانده ی فجری

تو چون فرشته به پاکی

تو چون چمن به طراوت

سرت ،سرای تفکر

دلت ،دلیر ،چویک شیر

تو ،رود پر تب و تابی

زپنجه های زمانه

تو

چکه

       چکه ی آبی

تو در زمانِ بهانه

تمام ِبود ونبودی

امید ما به تو بسته است

 

خواهرم .....

تو از خطه ی خاور ،تو از قافله ی جان واز شرق مسلمانی

کام تورا از کودکی با تربت ایمان برداشته اند واز «فرات عشق »در کامت چکانده اند .

 

اینک فضای حنجره ات ،از بانگ تکبیر وشعار اسلام ،گر م وپر صلابت است ....

وحاشا که این حلقوم ،جز برای حقیقت واسلام ،فریاد گر باشد .....

 

خواهرم ....

با «بصیرت » و«شناخت» از اسارتهای مدرن که به نام تمدن ،سالهای سال تورااز درون می پوساند

رها گشته ای وبه ارزش وکرامت ِ انسانی خود که فقط در «اسلام » است ،دست یافته ای .

تو در سنگر حجاب ،مدافع خون شهیدانی

تو با « فرهنگ برهنگی » که نشان ِ« برهنگی فرهنگی » است ستیز کرده ای.

 

تو بار دیگر ولادت یافته ای ،بار دیگر غنچه ی پاک فطرت خویش را در برابر حق شکوفانده ای

 

در جمهوری اسلامی ،میلادی نوین یافته ای ،مبارکت باد ،این تولد ....

مکتب تشیع ،غرور سرخ خویش را تا اعماق ذره ذره وجودت دوانده است وبا دو بال « خون وپیام »

در فضای رشد انسانی خود « طیران طهارت » را می آزمایی .

تو از تبار کریمان وآزادگانی .

شیعه ی زهرایی .

و پیرو «زینب »

تو از کرانه ی رود فرات می آیی

وبوی خون شهیدان به پیرهن داری

برادران رشیدت

وخواهران شهیدت

همیشه ،چشم به راهند.

که تو رسول امین «پیام خون » باشی .

زنی خود آگاهی

زنی زخاک دلیران ....زنی زایرانی

زنی مسلمانی ......