گل عفاف - زمزمی از نور
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1388

گل عفاف

هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند ه چرا دور باغ خود حصار وپرچین کشیده است 

چون باغ بی دیوار ،از آسیب مصون نیست ومیوه و محصولی برای باغبان نمی ماند .

هیچ کس هم بانام «آزادی » دیوار خانه خود را برنمی دارد وشب ها در حیاطش را 

باز نمی گذارد ،چون خطر رخنه دزد جدی است .

هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بون حفاظ در معرض دید رهگذران 

نمی گذارد تا بدرخشد ،جلوه کند وچشم ودل برباید ،چون خود جواهر ربوده می شود .

هرچیز که قیمتی تر باشد ،درصد مراقبت از آن بالاتر می رود .

            اگر در شیشه عطر را باز بگذاری ،عطرش می پرد .

اگر درمقابل پنجره خانه ات توری نزنی ،از نیش پشه ها ومزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود .

وقتی راه ورود پشه ها را می بندی ،خودرا « مصون » ساخته ای ،نه «محدود »

وزندانی .

اگر برای ایمنی از خطرها وآسودگی از مزاحمان خود را بپوشانی ،

نه کسی ایراد می گیرد ونه اگر هم ایرا د بگیرد اعتنا می کنی 

چرا که سخنش را بی منطق وناآگاهانه می دانی و می بینی .

اینکه « دل باید پاک باشد » بهانه ای برای گریز جاهلانه از همین مصونیت است 

وآویختن به شاخه « لاقیدی » وگرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه ورفتار پاک برخیزد .

ظاهر ،آینه باطن است و......« از کوزه همان برون تراود که در اوست ».

زن ،به خاطر ارزش وکرامتی که دارد ،باید محفوظ بماند وخودرا حراج نکند 

ودر بازارسوداگران شهوت ،خودرا به بهای چند نامه ونگاه و لبخند نفروشد .

زن به خاطر لطافتی که دارد نباید در دستهای خشن کامجویان دیو سیرت ،

که نقاب مهربانی وعشق به چهره دارند ،پژمرده شود 

وپس از آنکه گل عصمتش را چیدند اورادور اندازند یا زیر پایشان له کنند .

زن به خاطر عصمتی که دارد ومیراث دار پاکی مریم است 

نباید بازیچه هوس وآلوده به ویروس گناه گردد .

گوهر عفاف و پاکی ،کم ارزش تر از طلا و پول و محصول باغ ووسایل خانه نیست .

دزدان ایمان وغارتگران شرف نیز فراوانند .

سادگی و خامی است که کسی خود را در معرض دید وتماشای نگاه های مسموم 

و چشم های ناپاک قرار دهد وبه دلبری و جلوه گری بپردازد وخیال کند 

بیمار دلان ورهزنان عفاف را به وسوسه نمی اندازد 

واز زهر نگاه ها و نیش پشه های شهوت در امان می ماند .

بعضی از « نگاه » ها ویروس « گناه » منتشر می کند

و 

بعضی از چهر ه ها حشره مزاحمت جمع می کند .

خراب کردن همه دیوارها وبرداشتن همه پرده ها وباز گذاشتن  همه پنجره ها 

نشانه تیره اندیشی است ،نه روشنفکری ،

علامت جاهلیت است نه تمدن ،

می گویی نه ؟

به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی وبی آبرویی ،

با دودست پشیمانی برسر غفلت خویش می زنند 

وبر جهالت خود لعنت می فرستند .

کسی که از « جماعت رسوا » نگریزد « رسوای جماعت » می شود .

آنکه ایمان را به لقمه ای نان می فروشد 

آنکه یوسف زیبایی را با چند سکه قلب عوض می کند 

آنکه « کودک عفاف» را جلوی صدها گرگ گرسنه می برد 

وبه تماشا می گذارد 

روزی هم « پشت دیوار ندامت » اشک حسرت بردامن پشیمانی خواهد ریخت 

در آخرت هم به آتش بی پروایی خود خواهد سوخت .

از اول که جامه عفاف سفید و شفاف است نباید گذاشت چرکابه گناه برآن بپاشد .

ازاول باید مواظب بود این کاسه چینی نشکند واین جام بلورین ترک برندارد .

ازاول نباید به پای بیگانه ،اجازه ورود به مزرعه نجابت داد که بوته های نورس عصمت رالگدمال کند 

ولی .....گریه بی حاصل است و بی ثمر ،وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد ..