در فراق رخ ماهت گذرد روز و شبم - زمزمی از نور
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 21 اسفند‌ماه سال 1388

در فراق رخ ماهت گذرد روز و شبم



گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم

گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

بیا برای یکبار هم که شده ،دلت را به دریای مهر من بزن وهمه آن چه تاکنون

 کرده ای به کناری بزن وبی انکه به گذشته ات فکر کنی ،از ژرفای ضمیرت مرا

 بخوان!!!

انوقت می بینی که همان دم سبکبال در آسمان آغوشم پروازت می دهم وتو

 می توانی تا همان قله های بی ابر ،دیده در دیده من اوج بگیری و...

الهی !!!

حرفهایم اگر مشوش است از دیوا نه پراکنده خوش است.



بر لب کوثرم ای دوست ولی تشنه لبم

در کنار منی از هجر تو در تاب وتبم

روز من با تو به شب امد وشب با تو به روز

در فراق رخ ماهت گذرد،روز وشبم


دنیا دارد پیرهن مرگش را می پوشد اما تو هنوز کفش امدنت را...؟!!